شمارهٔ ۱۰۲ - شیخ کمال الدین خجندی فرماید

غزلیات

نام آن لب بخط سبز بجائی دیدم
کاغذی یافتم و قند در و پیچیدم
در جواب آن

روی تقویم ز خط خوش مخفی دیدم
جامه روزی که نکو بود بقد ببریدم

بود دسمالچه چون وصله اندام کتان
حرمتش داشته بردیده و رو مالیدم

برکی پنج گزی بر سر خود بنهادم
قصه غصه دستار فرو پیچیدم

جامه کان نرسد بر قد و لایق نبود
بر تو پوشیده نماند که از او ببریدم

گفتم از میخ در ایجامه همه پاره شدی
گفت من رفتم و اینک عتبه بوسیدم

بود از پشتی سنجاب و سمور و قاقم
این که بر لشکر سرما زدم و کوشیدم

مخفی وصله زده خاص برویش قاری
پرده بر سر صد عیب نهان پوشیدم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}