شمارهٔ ۲

غزلیات

مانند سراب بند بر پا
بیهوده شدیم دشت پیما

بی بحر نموده شکل ساحل
بی آب نموده موج دریا

سر داده به باد بود و نابود
بگرفته ز خاک عرض و پهنا

بر اوج رسیده گه ز پستی
در پست فتاده گه ز بالا

چون ظلمت نیستی درآمد
نه ماند رخ و نه ماند سیما

در نای دمید دم مغنی
لب بست و فرو نشست غوغا

عاشق که و عشق چیست؟ دانی
درمانده و درد بی مداوا

سرگشته مطلب محالیم
ای کاش نبود این تقاضا

آخر به چه مایه قرب جوییم
بال و پر مور و راه عنقا

آتش نشود به باد خاموش
از سر نرود به فکر سودا

چون حق نشود عیان «نظیری »
گوییم که لااله الا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}