شمارهٔ ۶۷

غزلیات

می باش و از مزاج حریفان نشان طلب
با طبع هر که راست نیابی کران طلب

چون ره بری به صحبت نیکان گران مباش
جایت اگر به صدر دهند آستان طلب

مهمان گنج باش و قناعت به خاک کن
همسایه همای شو و استخوان طلب

مجموعه ایست عالم از آن انتخاب کن
مغلوبه ایست دهر درو مهربان طلب

در طبع دوستان ز حسد راستی نماند
انصاف اگر طلب کنی از دشمنان طلب

از حلقه های زلف طلسمی به چنگ آر
وز شغل آن ز وسوسه دل امان طلب

دست کسی به دامن محمل نمی رسد
کو را نه بر صدای جرس کاروان طلب

هرگاه یوسفی ز تو در راه مانده است
شیون کن و ز گم شده خود نشان طلب

ننگست در طریق کریمان معاملت
جان از «نظیری » ار طلبی رایگان طلب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}