شمارهٔ ۷۹

غزلیات

این نخل که از چشمه جان رُسته که کشته‌ست؟
وین خط که دهد یاد ز معجز که نوشته‌ست؟

ما فتنه ز مشاطه حسنیم نه از عشق
زنار مغان رشته خط و زلف که رشته‌ست؟

جز از اثر دهشت ما وحشت ما نیست
با پرده بگو پرده ز رخسار که هشته‌ست

زین لخت دل و پاره جان چاشنیی گیر
بر گریه تلخ و نمک خنده برشته‌ست

ذوق غمم از طینت خاکی نرود هیچ
هرچند به شادی گل آدم نسرشته‌ست

گو روی تو نظاره کن و خوی تو بنگر
گوید کس اگر آدمیی را که فرشته‌ست

سرتاسر صحرای رخت لاله و نسرین
صد رنگ دگر گل، که ندانند که کشته‌ست

گل جامه ز بر، بس سبک از نازکی انداخت
عریانی گلزار ز کوتاهی رشته‌ست

در حیرتم از ترک و فنای تو «نظیری»
کس غیر اجل فرش امل درننوشته‌ست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}