شمارهٔ ۱۱۶

غزلیات

فرحی نیست که در پهلوی آن صد غم نیست
روز مولود جهان کم ز شب ماتم نیست

همه جا تیر کمانخانه ابرو رفته ست
نیش هرجاطلبی هست، ولی مرهم نیست

رنج از آنست که این فتنه برانگیخته اند
ذل ما ز نزاع ملک و آدم نیست

عارفان گوش که بر پرده ساز اندازند
در پس پرده شناسند که نامحرم نیست

به دم عیسوی و معجز روح اللهی
خلق دانند که از اهل خطا مریم نیست

رسم ناموس جهان زود ز سر برداریم
کاین علاقه به پر افسر ما محکم نیست

ترک دیگر نفزاییم که پشمینه فقر
جز به اندازه فرق پسر ادهم نیست

علمی چند ز عیب دگران بردوزیم
کانقدر جامه رسوایی ما معلم نیست

نتوان حکم خطا کرد «نظیری » به قضا
حکم بر صورت امریست که آن مبهم نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}