شمارهٔ ۱۶۲

غزلیات

به هوش سیر چمن کن که شاهدان مستند
قرابه بر سر ابر بهار بشکستند

چمن پیاله کش است و صبا قدح پیمای
معاشران صبوحی ز خواب برجستند

به زیر خرقه نهان باده می خورد صوفی
حکیم و عارف و زاهد همه ازین دستند

جهان و عیش خضر حرف قاف سیمرغست
در حریم فنا زن که نیستان هستند

تو نخل خوش ثمر کیستی که باغ و چمن
همه ز خویش بریدند و در تو پیوستند

به غربت تو چنان تشنه ام که صبرم نیست
به قدر فرصت آن ماهیان که در شستند

ز بی قراری افلاک داغ ها دارم
که تا ز شوق تو برخاستند ننشستند

نوا فزونست ز اندازه بریشم عود
غزل به زمزمه خوانم که پرده ها بستند

به رمز نکته ادا می کنم که خلوتیان
سر سبو بگشادند و در فرو بستند

تو نخل میوه فشان باش در حدیقه دهر
که کم درخت قوی خشک شد که نشکستند

ز کاهلی تو «نظیری » احزان این چمنی
گهی به باغ شدی کز نشاط وارستند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}