شمارهٔ ۲۳۴

غزلیات

تبسمش به لب از شرم خشم و کین گردد
کرشمه اش گره از ناز بر جبین گردد

کند به دیده شکرریز اشک تلخم را
به خنده‌ای که ازو زهر انگبین گردد

ازو به قیمت آسایش ابد بخرم
جراحتی که دلم یک نفس غمین گردد

چو باد از سر عالم به جهد برخیزم
اگر دمی به من از مهر همنشین گردد

نه قبله دانم و نی کعبه، کافر عشقم
چو سجده پیش بت آرم قبول دین گردد

گهی که جامه تقوی درند گوییدم
که دست کیست؟ که پنهان در آستین گردد

سخن طرازی و دانش هنر «نظیری » نیست
قبول دوست مگر ناله حزین گردد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}