شمارهٔ ۲۴۵

غزلیات

زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند
شوریدگان صومعه می در سبو کنند

یابند جمله مهر سلیمان و جام جم
گر خاک راه میکده را رفت و رو کنند

در خشت و سنگ میکده دیدم معاینه
ذوقی که سالکان به خیال آرزو کنند

از خود گذشته دامن پرهیز تر نکرد
در چشمه یی که خضر و سکندر وضو کنند

ظرفی به هم رسان که مبادا به سر روی
منصور را کمند بلا در گلو کنند

خونابه زخم فاش کند ورنه عاشقان
تار جگر کشند و گریبان رفو کنند

با کاهلان گذار «نظیری » شراب را
مستان گلی ز گلشن این دشت بو کنند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}