شمارهٔ ۳۶۵

غزلیات

هر صبح کن دو جام شراب مغانه فرض
فاضل ازین دوگانه کن آن پنجگانه فرض

در میکده مرید صراحی و جام باش
بر خویش کن سجود و قیام شبانه فرض

جدست کار عشق همه، هزل و کذب نیست
زان رخ خبر حقیقت و زان لب فسانه فرض

زاهد سؤال مذهب مستور و مست چند؟
شد بر تو ذکر سنت و بر ما ترانه فرض

از اکل و شرب صوم تو یک ماه واجب است
از غیر دوست روزه ما جاودانه فرض

تعظیم و احتقار به اسلام و کفر نیست
روزی که بود بتکده شد طوف خانه فرض

در شرع حور و صحبت و زهد و صیام هست
بر عاشقان کدام بود زین میانه فرض

اقرار کرد بر سر منبر به جهل خویش
ترسم که بر امام شود تازیانه فرض

بردار دام حیله و ایثار پیشه کن
یک دانه را شده هفتاد دانه فرض

پیوسته رسم بود شکایت ز روزگار
شد در زمان حسن تو شکر زمانه فرض

شد از بیان کشف «نظیری » به مدرسه
جام شبانه واجب و کیش مغانه فرض

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}