شمارهٔ ۳۸۲

غزلیات

نه گل این جا ز عشق خار فارغ
نه مل از شورش خمار فارغ

درین مجلس طرب هر دم فزونست
نگردد ساقی از ایثار فارغ

شب آمد نوبت سودای ما شد
ز شور و فتنه شد بازار فارغ

ملک خفت و عسس طبل سوم زد
شدیم از زحمت اغیار فارغ

رقیب و پاسبان خوابید و گردید
دل پوینده از زنهار فارغ

شکر لب بوسه ها بر کام جان داد
لب جوینده از اظهار فارغ

به یکرنگی و یک تایی رسیدیم
شدیم از مصحف و زنار فارغ

از آن سودای ما آخر نگردید
که حسن او نگشت از کار فارغ

به شب از بس که گستاخم «نظیری »
نگردم روز از استغفار فارغ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}