شمارهٔ ۵۲۲

غزلیات

بر دماغم دویده شیدایی
خردم را نمانده گنجایی

از جگر دود می رود به سرم
شعله ام حشک مغز و سودایی

شور عشقم دریده پرده عقل
سر برآورده ام به رسوایی

نتوان شهر را به طوفان داد
می شوم همچو سیل صحرایی

عشوه ای کرده اند در کارم
خانمان می دهم به یغمایی

گاه دستم کشد گهی دامان
کششی برتر از تقاضایی

عشق همراه خویش می آرد
سازگاری و دل پذیرایی

صد سماعم به دست افشاندن
صد نوایم به مجلس آرایی

همچو گل می گدازم از رقت
چند نازک دلی و رعنایی

منصب آفتاب می گیرم
سده بوسی و جبهه فرسایی

کشف علم ازل «نظیری » کرد
نیست نوری چو نور دانایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}