شمارهٔ ۹

غزلیات

رو می‌دهد به صاف دلان دلفریب ما
پیدا از آب و آینه گردد رقیب ما

گل گل شکفت از سخن ما حبیب ما
جوش گل است زمزمه‌ی عندلیب ما

جان را به لب رساند و احیا به دم کند
جز شربت حیات نسازد طبیب ما

آیان تری ز نکهت گل در قبای آل
دل در لباس می‌بری ای جامه زیب ما

جانا چه دیده‌ای که نگیری دمی قرار
همچون نگه به غارت صبر و شکیب ما

عمری تتبّع خط یاقوت کرده‌ایم
تا قطعه‌ای ز لعل تو گردد نصیب ما

نقش گهر ز گرد یتیمی نشسته است
معنی وطن کند به خیال غریب ما

باید ز گوشمال جگر گوشه تربیت
آزاد چون کند ز غم اینجا ادیب ما

ترکیب ما چو صبحدم از مهر کرده‌اند
روشن شود زمانه ز تیغ لهیب ما

بر ساز چار تار تن ما نموده‌اند
ترکیب زیر و بم ز فراز و نشیب ما

نورس به خون دیده گل ما سرشته‌اند
بی غم دمی نزد دل آدم نصیب ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}