شمارهٔ ۵۳

غزلیات

تا لبالب ز می حسن تو شد شیشه‌ی ما
خونِ گل جوش زند از رگ اندیشه‌ی ما

امشب از باده‌ی دیدار تو ساغر زده‌ایم
ماه و خورشید بُوَد دُرد تهِ شیشه‌ی ما

از رگ برق تجلّی است زبان در دهنش
بیستون را سَبَق طور دهد تیشه‌ی ما

محو حُسنیم ز رخسار تو ای رشک بهشت
مژه‌ی حور بود خار و خس بیشه‌ی ما

نخل ایمن چه عجب گر دمد از تربت ما
رشته‌ی شمع تجلّی است رگ و ریشه ما

نورسا پی سپر تیغ حوادث شده‌ایم
چون قلم تا شده انشای سخن پیشه‌ی ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}