شمارهٔ ۷۳

غزلیات

تا بساط خاک را پیچید چشم تر در آب
شد سپهر نیلگون هم چشم نیلوفر در آب

آب در گوهر چو زلف موج می‌پیچد به خویش
افکند گر پیچ و تاب سایه‌ام لنگر در آب

همچو تار شمع موجش زرفشان شعله‌ای است
پرتو افکن شد مگر آن آتشین منظر در آب

در نظر چون قُبّه‌های نور می‌آید حباب
تا تجلّی کرده است آن چهره‌ی انور در آب

تا حُباب از لعل او شد شیشه‌ی شاخ نبات
شد ز شکّر خنده‌اش فوّاره نیشکّر در آب

کی به سعی بادبان دیگر سبک جولان شود
کشتی ما شد ز کوه غم گران لنگر در آب

هر که از سنگ طمع در فکر پاس آبروست
تر نسازد کام خشک خویش چون گوهر در آب

دور از آن مه نورس از تأثیر شور ناله‌ام
فلس ماهی چون جُلاجل شد نواگستر در آب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}