شمارهٔ ۸۵

غزلیات

آنکه محراب دو عالم گوشه‌ی ابروی اوست
در دل هر ذره پنهان آفتاب روی اوست

مهر و مه یک پرتو از شمع تجلی سایه‌اش
نُه فلک یک پیچ و تاب از حلقه گیسوی اوست

طرفه صحرایی است صحرای سواد معرفت
حیرت نظّاره آنجا شوخی آهوی اوست

پیچ و تاب رشته دارم در هوای گوهری
از رگ اندیشه دل را گر چه راهی سوی اوست

در گلستان شناسایی چرا کج نغمه‌ای
چون گل هر رنگ و رنگ هر گلی را بوی اوست

صفحه‌ام رشک پر طوطی است از حرف خطش
خامه‌ام شاخ گل از وصف بهار روی اوست

صورت معنی است نورس جلوه‌گر ز آیینه‌اش
کاسه سر هر که را هم کاسه زانوی اوست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}