شمارهٔ ۸۸

غزلیات

هر دم سخن ز دُرج دهان تو گفتنی است
در ملک نظم گوهر نایاب سُفتنی است

آئینه شخص عیب ز اظهار عیب شد
عیب کسان به شرع بصیرت نهفتنی است

گوید بلند گفتن آهسته ای خبیث
کای بینوا حکایت غیبت نگفتنی است

حرفی است چشم از رگ خارا گشودنش
یک بار ناله‌ی دل زارم شنفتنی است

بر دل اگر چه نیست غباری ز خط مرا
گرد غمی ز چهره‌ی امّید رُفتنی است

یک شب چو روشنان فلک گر نخفته‌ام
خون من از فسانه‌ی تیغ تو خفتنی است

دارد چو بوسه‌ی نظر از غنچه‌ی لبت
از باغ آرزو گل نورس شکفتنی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}