شمارهٔ ۱۱۸

غزلیات

در حلقه‌های زلف چو دل خانه‌ها گرفت
اول ز لعل مغبچه پروانه‌ها گرفت

چشمم به گریه زان لب میگون کشید جام
تسبیح داد از کف و پیمانه‌ها گرفت

فغفور دل کشید چو لشکر ز اشک و آه
در چین زلف یار پری خانه‌ها گرفت

نگذاشت دل به داغ غمش آشنا شود
آن تند خو که مشرب پیکانه‌ها گرفت

در هند زلف سود ز سودا ندیده‌ام
فال مکرّری دلم از شانه‌ها گرفت

هرکس که پاس سکّه از این قوم قلب داشت
مسکن چو گنج در دل ویرانه‌ها گرفت

غافل مشو ز حاصل احسان که ابر را
بخشید بحر آبی و دُردانه‌ها گرفت

مانع شده است سرکشی شعله را به چوب
هر کس جنون به سنگ ز دیوانه‌ها گرفت

از جام حرف دوست می وصل می‌کشیم
نورس گلاب از گل افسانه‌ها گرفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}