شمارهٔ ۱۵۸

غزلیات

نه فلک یک رقم از فرد شناسایی توست
مهر و مه عینکی از چشم تماشایی توست

گوهر آیینه ی خودبینی دریا باشد
چشم حیرت زده مراه خودآرایی توست

برگ برگی که در این باغ به هم نیست شبیه
فرد میزان شده ی دفتر یکتایی توست

کی سر از دایره ی خط تو پیچد نگهم
اشک چون سلسله بر پای تماشایی توست

سیر بی جنبش افلاک ندارد کوکب
قطره ی اشک من از منبع جویایی توست

بی توجه نشوند آیینه ها مظهر حسن
نقش ادراک دل از لطف پذیرایی توست

فاش این راز شد از آهن و از مغناطیس
زور هر جذبه ای از دست توانایی توست

کرده ای قلب شکن خیل خط و خال از حسن
شأن هر معرکه از طرح صف آرایی توست

پیچ و تاب دل نورس به تمنای وصال
سایه ی سلسله ی زلف چلیپایی توست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}