شمارهٔ ۱۸۱

غزلیات

سرشکم لاله ی گرداب خون در کوه می پیچد
فغانم چون فلک ناف مه از اندوه می پیچد

خیال داغ من گر گل کند در سینه ی صحرا
به خود چون موی آتش دیده تیغ کوه می پیچد

شود از غلغل مینای پر می روشن این معنی
نفس بر لب چو خون در دل شود انبوه می پیچد

مکن منعم اگر از جلوه ی اغیار در تابم
رگ جان هوش را از دیدن مکروه می پیچد

جدا از آن گوهر نایاب نورس گرد می مانم
به رنگ ناف گردابم دل از اندوه می پیچد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}