شمارهٔ ۲۹۷

غزلیات

تا می کنی خانه زهر باب سرخ و سبز
خاکت کند زسبزه و گل آب سرخ و سبز

بی مدح آل قابل هر هفت دوزخ است
واعظ که کرده منبر و محراب سرخ و سبز

از روی نو خط تو چو نارنج برگ دار
گردیده آفتاب جهان تاب سرخ و سبز

در بحر همچو قدس و قزح از خط لبش
آید به دیده حلقه ی گرداب سرخ و سبز

امشب که مه ز روی تو رنگین خجالت است
چون ابری شفق شده مهتاب سرخ و سبز

چون چله ی کمان شده از لعل نوخطش
مد نظاره تا به رگ خواب سرخ و سبز

نورس ز لعل تازه خطش در سواد چشم
شد مردمک چو غنچه ی سیراب سرخ و سبز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}