شمارهٔ ۱۳

مقطعات

دیدم الفی چند سخنگو که لب عقل
از منطقشان جام اشارات گسارد

ترکیب خطی گشته وزان خط شده حیران
ادراک که اندیشه بدو ملک سپارد

خطی که هنرمند بدو چون نظر افکند
بحریش نهد نام سمائیش شمارد

بحری که بغواصی توفیق و تفکر
زودست خرد در گرانمایه بر آرد

دری که ازو بر چمن روضه ی ادراک
تا حشر بجز اختر رخشنده نبارد

دی واضح این تحفه همی گفت الف را
تا مفلس و عریان نبرد خصم و نیارد

کردیم زنه وجه توانگر بدلائل
تا بیش نگویند الف هیچ ندارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}