شمارهٔ ۳۲۴

غزلیات

شبی که آن بت مشکین کلاله شد رقاص
زگردش نگهش مه به هاله شد رقاص

ز بس طپید دل گلشن از بهار رخش
چو مردمک به نظر لاله شد رقاص

چو تار چنگ فغان جوش زد ز رگهایم
به بزم حسرتش از دل چو ناله شد رقاص

دمی که ناله ی من دشت را به شور آورد
چو دل به سینه ی مجنون غزاله شد رقاص

کدام داغ دل از چاک سینه سایه نکند
که چون سپند در این باغ ژاله شد رقاص

ز پای کوبی آن شاخ رز به بزم چمن
چو بوی گل ز طرب رنگ لاله شد رقاص

چو حرفی از مزه ی بوس لعل ساقی گفت
ز شوق در کف نورس پیاله شد رقاص

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}