شمارهٔ ۳۴۴

غزلیات

لعل می گون چون نگاه از حرف های نیم رنگ
دست و پای فکر را بندد حنای نیم رنگ

لعلش از خط زمردگون مرصع می کند
چهره ی زردی که دارم چون طلای نیم رنگ

نیم رنگیهای حسنش برق طاقت شد مرا
سوختن شد رنگ بست از شعله های نیم رنگ

فکر را سرمشق رنگینی دهد چون خط لب
مطلع ابروی جانان از ادای نیم رنگ

عشق گردد رنگ بست از رنگ نازک بیشتر
جلوه ی حسن است رنگین در قبال نیم رنگ

مهوشان را هاله از مهتابی آغوش ماست
نقش ما رنگین نشست از چهره های نیم رنگ

نیست سیری دیده را از نیم سیر رنگ حسن
چشم را از رنگ سیر است اشتهای نیم رنگ

آرزو را فر به این لاغر میانان کرده اند
خیره شد رنگ هوس از عشوه های نیم رنگ

با نگاه چشم می گون بوسه را کیفیت است
نشاه رنگین جلوه گردد در هوای نیم رنگ

چون عرق بر روی جانان در سبوی غنچه باز
شبنم گل می رساند باده های نیم رنگ

از گل شفتالو اش نورس به بویی قانع است
میرزا حاصل کند گر مدعای نیم رنگ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}