شمارهٔ ۳۹۸

غزلیات

غبار در دل از آن خط مشکبار ندارم
ز بحر حسن تمنا به جز کنار ندارم

به مُهر نقطه ی خالم برات بوسه رقم کن
خطت رسیده دگر تاب انتظار ندارم

ز خط غبار بر آیینه بی سخن ننشیند
زنو خطان به دل از سادگی غبار ندارم

جدا ز غنچه ی لب نوخطی که کرده اسیرم
دماغ خنده ی گل برگ نوبهار ندارم

زسینه چون رگ یاقوت دود آه برآید
چه خون که مهر دل ازآن لعل آبدار ندارم

تو هر چه خواستی از دل به یک کرشمه گرفتی
به جز غمت من دلداده یادگار ندارم

به روزگار تو را با دل آشنا چو نمودم
از این جهت گله از روزگار ندارم

مگر به خطه ی کشمیر خال و خط تو میرم
به قندهار شکر خنده چون قرار ندارم

چون نورس از ته کار هوس مرا خبری هست
ز جنس حسن نظر جز به روی کار ندارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}