شمارهٔ ۴۶۳

غزلیات

در هر نفس چو ناله به ما هم نفس تویی
فریاد کرده ایم که فریاد رس تویی

در سر مرا هوای محیط است چون حباب
در پرده بی حجاب مرا هم نفس تویی

بر زخم نقش خانه ی نقاش مرحمت
صورت نیافت کار از من کس که کس تویی

غیر از تو نیست از تو دگر آرزو مرا
گر دارم التماس مرا ملتمس تویی

هر دم دهی چو دست ارادت به دیگری
ای پیر روزگار مرید هوس تویی

پرواز اگر به شهپر توفیقت آرزو است
بشکن قفس که دام تویی و قفس تویی

پیش از بهار میوه ی این باغ می رسد
بر نخل آرزو ثمر پیش رس تویی

شان تو نیست بر سر هستی قدم زدن
بگذار اوج تازی عنقا مگس تویی

تا سینه چاک مطلب آواز گشته ای
هر دم به کاروان تمنا جرس تویی

افکنده است طول امل در به در تو را
در قید نفس شوم چو سگ در مَرَس تویی

تا چند واجبات محبت قضا شود
خودرس به داد نورس اگر دادرس تویی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}