نورس دماوندی
شمارهٔ ۵۳
متفرقات
ریخت لخت دل زدم تا چشم خون پالا به هم
پر شود ساحل ز ماهی چون خورد دریا به هم
دم به خون ریزی چو مژگان تیغ ابرویش زند
همزمان گشتند در قتلم دو بی پروا به هم
نورس دماوندی
متفرقات
ریخت لخت دل زدم تا چشم خون پالا به هم
پر شود ساحل ز ماهی چون خورد دریا به هم
دم به خون ریزی چو مژگان تیغ ابرویش زند
همزمان گشتند در قتلم دو بی پروا به هم
{{ metaLine }}
موردی نیست.
{{ poet.poem_count }}
خالی است.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}