شمارهٔ ۱۷

اشعار دیگر

زهی نوک کلک تو بحر معانی
زهی لفظ عذب تو عقد لالی

ز عفد لآلیت جان را مفرح
ز بحر معانیت دین را معالی

سپهر جلال تو ز اندیشه بر تر
حدود کمال تو زندیشه خالی

کمال تو از ذروه ی لا مکانی
جلال تو از عالم لایزالی

و گر بگذرد در ضمیر تو ملکی
حوادث شود منقطع زان حوالی

روان خرد عاجز آمد ز مدحت
که بس بی نظیری و بس بی همالی

ترا عمر بادا که خورشید گردون
کند پیش خورشید رویت هلالی

ترا حکم بادا که عقد تو زیبد
که در صحن دولت کند کو توالی

دگر تا شود پیش اهل تناسخ
جهان از دواوین اشعار خالی

بر اوراق دیوان گیتی مبادا
بجز مدحت عز دین بوالمعالی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}