شمارهٔ ۱۸

اشعار دیگر

ای غایت اندیشهٔ دانش سخنت را
می بوسم و می دارم چون دیده گرامی

شاید که ببندد کمر از لطف سخن‌هات
آب سخن جان سخنگو به غلامی

تو خضری و لطف سخنت آب حیاتست
معلوم شد این حریف دلم را بتمامی

ختمست سخن بر تو و یارای سخن نیست
در دور تو کسرا که تو سلطان کلامی

نام تو امامی است بلی زیبدت این نام
بر لفظ و معانی چو امیری و امامی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}