شمارهٔ ۳

غزلیات

ز دل بگذر کرا پروای جانست
حدیث دل حدیث کودکانست

نشان دل چه می پرسی که از جان
درین ره یاد کردن بیم جان است

مرا وقتی دلی بودی و عمری
که آندل همچو دلبر بی نشناست

چو با جانان و دلبر در شهودم
دلم جانان و جانم دلستانست

چنان در حیرتم، ز اسرار غیبش
که گوئی آشکارم در نهانست

چنان مستغرقم ز انفاس لطفش
که گوئی آب ترکیبم روانست

نفس در کشف این اسرار شرکست
بقین در کوی این مذهب گمانست

باو گر هیچت ایمانست خود را
زره بر گیر و بنگر کو عیانست

مرا وقتی که در خود نیست گردم
ببین گر دیده ی داری که آنست

عبارت را خبر زین ماجرا نیست
امامی کافرست ار در میانست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}