شمارهٔ ۷

غزلیات

مقصود ترک اول سالک نجات بود
گنج نجات زیر طلسم ثبات بود

چون قوت ثبات و حیات و نجات یافت
بازش بذروه ی درجات التفات بود

حاصل شدش ز سلوت خلوت خلوص قلب
گرچه ز نفس غیر حرم سومنات بود

جانش طهارت دو جهان کرد ز آب صدق
در مسجد الحرام و صفا در صفات بود

علم و نظر شد آنچه ملک بود و آدمی
نور بصر شد آنچه جماد و نبات بود

پای نفس چو بر سر ایوان دل نهاد
دنیا و اخرت بر او ترهات بود

در هر قدم که بر در سلطان جان نهاد
نفی دو عالم و عدم کائنات بود

آندم کز آدم و از امامی اثر نبود
چه جای خاک مکه و آب هرات بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}