شمارهٔ ۲۲

غزلیات

کرا آن زهره و این راستگوئی
که گوید او توئی، بی شک تو اوئی

ترا چشم معانی احول آمد
خیالت ز آن کند باوی دو روئی

تو آب روشنی بیرون چشمه
نداری جنبشی تا در سبوئی

سبو شکن مترس اینک لب جوی
چو در جو امدی مطلق تو جوئی

ازین صورت یکی را چون شناسی؟
که تا دست از دو عالم در نشوئی

حقیقت را دو عالم یک نشانست
بگویم چیست، زشتی و نکوئی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}