شمارهٔ ۹۴

بخش اول

ساقس بقدح چه میکنی راح
لعل تو بس است راح اقداح

این راح که از لب تو نوشیم
گنجینه روح راست مفتاح

مائیم که بهر گوهر وصل
گردیده ببحر عشق سیاح

برخاستم از بساط اجسام
بنشسته ببارگاه ارواح

ز اقلیم صور شده مسافر
در کلک معانی ایم سیاح

بردیم برون ز بحر کشتی
بی منت ناخدا و ملاح

ما را بزجاجه دل و جان
خود نور علی بس است مصباح

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}