شمارهٔ ۱۱۸

بخش اول

دوشم بخواب ساغر دولت بدست بود
بر صدر بارگاه جلالت نشست بود

زنجیر عدل و حلقه حبل المتین داد
بر در ز روی رفعتشان چفت و بست بود

بالا گرفت کرسی جا هم چنانکه عرش
در زیر پایه اش بمحل فرش پست بود

پس طبل شادیانه ببام دلم زدند
خیز و گریز لشگر غم رو بجست بود

سلطان عقل آنکه شدش هوش متکا
از جام عشق بیخود و مدهوش و مست بود

گر شیشه اش بسنگ ملامت شکست می
بالله درستیش همه درآن شکست بود

در دیر عشق با رخ لعل و بت دلم
گاهی صنم پرست و گهی بت پرست بود

بیدار چون شدم من از آن خواب صبحدم
همچون گدا بدرگه شامم نشست بود

نور علی ز بسکه ربودم بخویشتن
مهرم به پیش ذره بی نور پست بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}