شمارهٔ ۱۴۱

بخش اول

کرده شهنشاه عشق درحرم دل ظهور
قد ز میان برفراشت رایت الله نور

موسی جان میشتافت در طلب جذوه
کرد تجلی ز غیب بارقه نخل طور

شرح بیان قاصر است در صفت اشتیاق
انک انت الخبیر تعلم ما فی الصدور

ای ز تو مشتاق را وی ز تو عشاق را
دیده بساط نشاط سینه سرای سرور

ای بشؤن صفات وی ز تقاضای ذات
با همه نزدیک تو در همه پیوسته دور

حسن تو در هر زمان جلوه دیگر کند
افکند اندر جهان فتنه و غوغا و شور

هرکه درآنراه شد با قدم نیستی
هستی جاوید یافت از تو ببزم حضور

وآنکه جمال تو دید جام وصالت کشید
باده جنت نخواست از کف غلمان و حور

نور علی راهبر تا نشود در نظر
زین ره خوف و خطر کس ننماید عبور

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}