شمارهٔ ۴

بخش دوم

نموده رخش تا جمالی مرا
بدل بسته نقش خیالی مرا

ز هجرش چه نالم که مهرش نمود
زهر ذره راه وصالی مرا

نماید جهان جمله پیش نظر
ز خورشید رویش ظلالی مرا

زبان را چه یارا که گوید جواب
کند از لبش گر سؤالی مرا

ز طاوس حسنش چگویم که دل
ز کف برده پر و بالی مرا

دراین پرده نقش دو کون از رخش
بود در نظر خط و خالی مرا

چه کم گردد از کوثر رحمتش
بکام ار بریزد زلالی مرا

چه نور از تجلی نورش بدل
رسد هر نفس طرفه حالی مرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}