شمارهٔ ۵۰

بخش دوم

کسی کان غم دلستانی ندارد
چو جسمی بودآنکه جانی ندارد

چه پرسی زنام و چه پرسی نشانش
کسی را که نام و نشانی ندارد

بجز تیر حسرت چه حاصل کسی را
که آن یار ابرو کمانی ندارد

دلم جز گل رو و گلزار کویش
هوای گل و گلستانی ندارد

بوصف دهانش بود غنچه گویا
ولیکن چو سوسن زبانی ندارد

دراین گلستان جز بهار رخش را
بهاری که در پی خزانی ندارد

بیان معانی کند نور بشنو
اگر چه معانی بیانی ندارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}