شمارهٔ ۵۷

بخش دوم

نخستین دم که عالم آفریدند
پی ایجاد آدم آفریدند

بود تا هیکل او را حمایل
در اسما اسم اعظم آفریدند

به رخ گنج مسما را ز اسماء
طلسمی سخت محکم آفریدند

به حرز جان ز روی آن نگارم
عجب نقشی معظم آفریدند

ز وصل او دلم را شاد کردند
ز هجرش مسکن غم آفریدند

زند تا گودی دلها را به چوگان
به رویش زلف پر خم آفریدند

لبش دیدند بر احیای اموات
مسیحا را ز مریم آفریدند

سلیمان را ز لعل آن پریروی
نگین نقش و خاتم آفریدند

لبم از تشنگی چون خشک دیدند
از آنرو دیده پُر نم آفریدند

منال ای نور پیش یار زاغیار
که گل با خار توأم آفریدند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}