شمارهٔ ۹۷

بخش دوم

دگر بگرفته در کف خنجرش بین
هوای کشتن من در سرش بین

ببین بر زخمهای کاری من
به خون آغشته دست و خنجرش بین

ز بس قتال و خونریز است و خونخوار
به جای باده خون در ساغرش بین

ز زلف و خط و خال و چشم و ابرو
پی تاراج دلها لشگری بین

ببندد طره حسن جهان گیر
امیر و بنده شاه خاورش بین

به قامت غیرت شمشاد و سروش
به عارض رشک ماه انورش بین

چو هندو زادگان نو مسلمان
به رخ آن خالهای کافرش بین

به صید مرغ دلها دام و دانه
خط مشکین و خال عنبرش بین

ز بس تیر جفا زد بر دل نور
به خون آلوده مرغ بی پرش بین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}