شمارهٔ ۱۰۱

بخش دوم

ساقی مصطب جانم تنناها یاهو
مطرب بزم جنانم تنناها یاهو

شیشه و جام مرا هر دو چو معشوق شدند
عاشق پیر و جوانم تنناها یاهو

مست و مدهوش فتاده بدر میکده ها
گه از این و گه از آنم تنناها یاهو

ایندو معشوق که گفتم بحقیقت چویکند
جز یکی زاندو ندانم تنناها یاهو

وان بود باده توحید که بی شیشه و جام
کرده تر کام و دهانم تنناها یاهو

بعد از این نیست عجب گر بچکد آب حیات
از در نطق و بیانم تنناها یاهو

منکه نور ازلم تا ابد از پرتو خویش
روشنی بخش جهانم تنناها یاهو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}