شمارهٔ ۱۱۰

بخش دوم

دم رفتن نکرد او گر وداعی
چه باز آید نداریمش نزاعی

دلم پرخون و شیشه خالی از بند
دراین حالت کجا ماند سماعی

ببازاری که آرد جنس حسنش
بصد نقد روان ارزد متاعی

شود هر ذره خورشیدی جهانتاب
ز خورشید من ار تابد شعاعی

مده جز مستی عشقش بسر جای
ز مخموری نیابی تا صداعی

چو نور از اختراع نفس بگذر
مکن هر دم ز نفست اختراعی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}