بخش ۵۹ - وله ایضا رحمه الله

لآلی منظومه

شه کبریا منشا توئی که امیر عز مجلّلی
به تو زیبد عرش جلال حق که به تاج قدس مکلّلی

چو نخواست حق ز کمال خود نظری به سوی مثال خود
بگرفت پیش جمال خود ز هویت تو سینجلی

لمعات نخله موسوی نفخات خلقت عیسوی
ز فروغ روی تو پرتوی ز هوای گوی تو شمألی

توئی ای امیر جهانگشا که ز بدو خلقت ماسوی
به سریر رفعت کبریا نه نشسته چون تو مجللی

به ظلم سکندر آب جو، به طوی کلیم فرشته خو
به سنای نور تو راه پو، ز ضیای نار تو مصطلی

توئی آنکه خواست چو ذوالمنن زره عنایت و فضل و من
ز طلوع طلعت خویشتن به ورای خویش تفضّلی

ز تنزّه احدیتش ز تقدس صمدیتش
بنمود سرّ هویتش زجلال ذات تو منجلی

توئی آن مثال بدیع حق که ز بعد ذات منیع حق
نکشیده کلک صنیع حق به کمال شخص تو هیکلی

ز تو صادر اول ما ذکر به تو لاحق آخر مازبر
تو خود آن مهین مقتدر که هم آخری که هم اولی

به دلیل آیه انمّا و نصّ سوره هل اتی
به صریح لو کشف الغطا و خطاب سر سینجلی

به نبی ظهیر و معین توئی و امیر ملک یقین توئی
و مجیر روح الامین توئی و به کاینات توئی ولی

کسی ار ز پرده به جز صدا نشنید و خواند تو را خدا
فلقد أشار بما بدا و حماک عنه بمعزلی

به حجاب قدس حریم حق توئی آن نهفته ندیم حق
که هنوز صنع قدیم حق ننموده کنز نهان جلی

لمعات وجهک اشرقت و شعاع طلعتک اعتلی
ز چه رو ألست بربکم نزنی بزن که بلی بلی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}