شمارهٔ ۱۴

غزلیات

در پردهٔ حُسن روی تو شد پرده‌در مرا
ای وای اگر ز پرده درآید به در مرا

جز خون دل که ریزدم از دیده بر کنار
حاصل نشد ز نخل محبت ثمر مرا

سر بر نگیرم از درت ار فی‌المثل به سر
ریزند سنگ طعنه ز هر بام و در مرا

گم گشت دل به ظلمت زلفش خدای را
کو خضر رهروی که شود راهبر مرا‌؟

دست طلب نمی‌کشم از پای‌بوس تو
خواهد اگر به کوی تو فرسود سر مرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}