شمارهٔ ۷۶

غزلیات

جان در خور خدنگ تو ابرو کمان نبود
ورنه دل رقیق تو نامهربان نبود

صد بار کشته بود ز جورم نهیب هجر
گر بوسۀ وداع مر احرز جان نبود

دیدم بخواب دوش که هم بستر منی
هر گر به بخت خفته مرا اینگمان نبود

گفتم ببوسه جان دهمت سر کشیدو گفت
در ملک حسن بوسه چنان رایگان نبود

هر صبحدم که بی تو به بستم بناقه باز
فریاد من کم از جرس کاروان نبود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}