شمارهٔ ۸۱

غزلیات

عمری که بی‌تو ای مه نوشاد می‌رود
سر داده خرمنی است که بر باد می‌رود

دور از کنار یار ز دریای چشم من
رودی‌ست دجلهٔ که به بغداد می‌رود

شیرین به کام‌جویی و پرویز در نشاط
غافل ز خون که از دل فرهاد می‌رود

جز من بهر که می‌نگری در حضور تو
افسرده‌خاطر آمد و دلشاد می‌رود

مستانه می‌خرامد و دل از پیش دوان
آهو نگر که از پی صیاد می‌رود

خلقی به دام بسته و خود همچو سروناز
بنگر چگونه سر خوش و آزاد می‌رود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}