شمارهٔ ۱۰۰

غزلیات

گفتم رقم کنم به تو حال دل ملول
رشک آیدم که بر تو فتد دیدۀ رسول

از پند عاقلانۀ مردم دلم گرفت
برقع فرو گشای که حیران شود عقول

این نقد جان و این سرناز ار مصرا گر
یوسف کند بضاعت مزجاه من قبول

وقت است اگر به داد من بی‌نوا رسی
ای خضر ره که بار گرانست و من جهول

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}