شمارهٔ ۱۱۷

غزلیات

خون شد دل از علایق ناسوت کثرتم
ساقی به گردش آی بده جام وحدتم

آن دارویم بده که فلاطون خم نشین
آید کمین سبوکش دریای حکمتم

در زیر بار سایه کشد قاف تا به قاف
گر شهپری به هم زند عنقای همتم

منت خدای را که پس از چند ساله زاهد
آخر کشید بر در میخانه قسمتم

می ده که داد مژدۀ رحمت مرا سروش
روزی کزین سلاله سرشتند طینتم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}