شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

شبی پرسیدم از خلوت نشینی
حریفی نکته سنج و خرده بینی

ز استغنای عشق و کبر مستی
بکونین بر فشانده آستینی

که احمد گر بود سرّ احد چیست
ز میمش در میان فرق مبینی

قدح لبریز کرد از بادۀ ناب
ز خویشم برد با یک ساتکینی

در آنمستی بگوشم هاتف غیب
ز خواجه خواند شعر دل نشینی

که ای صوفی شراب انگه شود صاف
که در شیشه بماند اربعینی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}