شمارهٔ ۱۳

غزلیات

پوشیده پرده گر دوست روی سیاه ما را
رنگ خجالت آورد بر رو گناه ما را

پیری خلاص میکرد ما را از روی عالم
گر سنگ ره نمیشد عینک نگاه ما را

گر برنشد چراغم ای دل خورم چرا غم؟
نگرفته است از دست کس شمع آه ما را

آورد رو بهرکس کردند پشت بر وی
گویا نمی شناسد دل قبله گاه ما را

ما شاه ملک فقریم از ما حذر کن ای خصم
چون شعله کس ندیده است پشت سپاه ما را

غیر از زلال اخلاص با جمله دشمن و دوست
آبی نبوده هرگز در زیر کاه ما را

گردید پرده ما را بر عیب خودنمایی
بر ما بسی است منت روز سیاه ما را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}