شمارهٔ ۸۵

غزلیات

تو صاف باش و، مزن حرف دردنوشی ما
که به ز بار علایق سبو بدوشی ما

توان ز جوش مریدان به گرد ما دانست
ز خارخار هوس بوده شال پوشی ما

کسی چو نیست خریدار جنس ما جز ما
شده است آینه دکان خودفروشی ما

ز دستکاری دوران، ز هم نمی پاشیم
که جلد نسخه ما گشته پوست پوشی ما

چنان ز شوق ادا فهمی تو میبالم
که رفته رفته سخن میشود خموشی ما

کنیم ساز عمل قول تا به کی واعظ
کنون بود سخن ما، سخن نیوشی ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}