شمارهٔ ۱۷۸

غزلیات

بربند میان، وقت کنارت ز میان‌هاست
زان لعل بها یافت، که در مخزن کان‌هاست

عزلت نه همین روی نهفتن ز جهانست
خوش گوشه‌نشینی که نه حرفش به میان‌هاست

هر پرده دل، از سخنی گشته مکدر
دل نیست، قلم پاک کن کلک زبان‌هاست

گر بر تن و جان، نیش زند مار بیابان
بر دل زند آن مار، که در کام و دهان‌هاست

دارم سپر از آب رخ خویش، وگرنه
هر سو به من از طعن کجان راست سنان‌هاست

ز اقبال جهان، ای دل غافل به حذر باش
رو کردن دولت به تو، چون پشت کمان‌هاست

این کبر و غروری که در ارباب کمالست
واعظ زده خوش مفت که از هیچ مدان‌هاست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}